تبليغاتX
****************************************************************** سازم را جز برای آزادی کوک نخواهم کرد ****************************************************************** ..:: بزرگان موسیقی سنتی ایران ::..
..:: بزرگان موسیقی سنتی ایران ::..
بلاگی در مورد موسیقی اصیل ایرانی : مقالات – مصاحبه ها – اخبار کنسرت ها - از آرشیو موضوعات دیدن کنید
با درود و تبریک سال 1388 به همه شما عزیزان هنرمند و هنر دوست .....

 

 

با درود و تبریک سال 1388 به همه شما عزیزان هنرمند و هنر دوست و امیدوارم در سال جدیدی که روبروی خودمون داریم موسیقی ایران خیلی پررنگتر و محکم تر از سال قبل باشه و همین طور شاهد درخشش موسیقی ایران در تمام دنیا باشه ....

و از تمامی شما عزیزان و دوستان خوب بلاگ نویس شما علاقه مندان به موسیقی تقاضا دارم اگر نظر - انتقاد و .... دارید حتما به من ایمیل یا در نظرات اعلام کنید ....ممنون

پاینده و پیروز باشید

حمیدرضاآفریده

بزرگان موسیقی سنتی ایران

با تشکر از بلاگفا به خاطر اینکه چنین فضایی رو به ما داده...

1387/12/28

 

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 4:17 قبل از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
داستان ××دستان×× از (( بوی نوروز )) تا (( به نام گل سرخ )) نوشته حمید متبسم .....

 

www.Afarideh4.Blogfa.Com داستان ××دستان×× از (( بوی نوروز )) تا (( به نام گل سرخ )) نوشته حمید متبسم .....  -  منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران  1387-2009©

 سال هزارو سیصد و شصت و هشت دو سالی بیش نبود که دور از وطن زندگی می کردم و هنوز هیجان کار در کانون چاووش در وجودم بود.

دست به کار نوشتن "بامداد" بودم و به امید اینکه همکاران قدیم در ایران مرا بعنوان آهنگساز باور کنند و در اجرا و ضبط این کار یاری ام دهند.
می دانستم گروه عارف که زمانی نوازنده اش بودم باز فعال است و آثاری از پرویز مشکاتیان را تمرین می کند، دلم برای هر لحظه اش پر می زد.
روزی مشکاتیان که برای کنسرتی به آلمان آمده بود، به خانه ما آمد، مجلس انسی بود و غربت در آن ساعت ها فراموش شد.
از من برای نوازندگی در گروه دعوت کرد، با او ماجرای "بامداد"  را نیز در میان گذاشتم و همه چیز به اتفاق نظر گذشت.
"بامداد"  را زیر بغل زدم و به ایران آمدم، در یکی از تمرین های گروه عارف شرکت کردم، پرویز سه تاری آورد و گفت: «تو هم با ما بزن».
گفتم: «من که تازه این قطعات را می شنوم»، ضبط صوتی آورد، کار را ضبط کردم و با خود به خانه بردم.
شب به صبح نرسیده نیمی از آثار را بلد بودم و روز بعد فارغ از بی خوابی شب قبل در تمرین شرکت کردم. چند ماه بعد "مژده بهار" را با گروه عارف و صدای ایرج بسطامی ضبط کردیم و پس از آن چند کنسرت در اروپا تهیه دیدیم.
این داستان موجب آشنائی نزدیک تر من با محمد علی کیانی نژاد شد، که به تازگی نوازندگی نی گروه عارف را بعهده گرفته بود و هم او بیش از همه پشتیبان من در ضبط "بامداد" با صدای بیژن کامکار و "ونوشه" شد، و اینگونه به اجرای این آثار با گروه عارف مفتخر شدم.

ارتباط من و کیانی نژاد ادامه پیدا کرد. تا اینکه روزی فکر تشکیل گروهی متفاوت از آنچه هست را با او در میان گذاشتم، استقبال کرد و دست بکار شدیم و چندی بعد با یک گروه پنج نفره متشکل از مرتضی اعیان، محمد علی کیانی نژاد، بهنام مناهجی، کیهان کلهر و نگارنده در اروپا و آمریکا بروی صحنه رفتیم.
استقبال معنوی مردمی که این اجرا ها را شنیدند، ما را برآن داشت که با وجود مشکلات مالی این گروه نو پا کارمان را ادامه دهیم. چمدان باز نکرده با کیانی نژاد تماس گرفتم و برای دور بعد تبادل نظر کردیم.
به او گفتم: «این گروه باید نامی هم داشته باشد».
گفت: «دستان».
دلنشین بود و گوشنواز!
گفتم: «برای صدای بم گروه هم باید فکری کرد»، حسین بهروزی نیا را که قبلا در اجرای "ونوشه" با مضراب درخشانش مرا یاری داده بود، پیشنهاد کردم.
گفت: «بهترین است» و با همکاران دیگر هم توافق کردیم.
بیژن، پشنگ و چندی بعد اردشیر کامکار هم آمدند و دور بعد کار دستان جوان رونقی گرفت. پس از یک سال با این ترکیب و صدای ایرج بسطامی در ایران کنسرتی دادیم و "بوی نوروز" را بعنوان اولین اثر دستان ضبط و اجرا کردیم، که با لطف و تشویق شنوندگان روبرو شد.
در سالهای بعد، گروه تغییرات زیادی کرد، یاران رفتند و آمدند.
کیانی نژاد هم رفت!
خسته بود؟
دلش گرفت؟
یادش همیشه سبز است.
بهروزی نیا ولی، ماند برای همیشه و دل و مضرابمان روز به روز همرنگ تر شد.
چندی به خاموشی گذشت، تا پژمان حدادی به ما پیوست، همدلی بیشتر شد، "ساز نو، آواز نو" و "سفر به دیگر سو" را با صدای شهرام ناظری ضبط  کردیم و دوباره شاخه های دستان غنچه داد.

سال هزار و سیصد و هفتاد و هشت در لندن برنامه ای برای معرفی فرهنگ ایران برگزار می شد و با حسین و پژمان دعوت شده بودیم، وقت تنگ بود و دوری موجب عدم هماهنگی، با هم صحبت کردیم که این بار را بداهه نوازی می کنیم. ظهر روز کنسرت جمع شدیم و ساعتی قبل از برنامه با هم نشستیم و ساز زدیم. تم هائی را برای کار مشخص کردیم و بروی صحنه رفتیم. سال ها کار و یکرنگی یاری مان داد و شنونده و وجدان خویش را خشنود کردیم و چندی بعد که برای برنامه دیگری به آمریکا رفته بودیم، با همین دلگرمی در لس آنجلس به استودیو رفتیم و "سه نوازی" متولد شد.

کیهان کلهر و اردشیر کامکار هم یکی پس از دیگری  بدلیل فعالیت های مورد علاقه شان دستان را ترک گفتند و سعید فرجپوری و بهنام سامانی یکی پس از دیگری آمدند و دست "دستان" خالی نماند.
به همدلی، یکرنگی نیز پیوست، و از آن پس سرعت فعالیت های ما افزون شد.
در فاصله سال های هفتاد و نه تا به امروز که دستان در آستانه هجده سالگی ست  "حنائی"، با صدای سیما بینا "شوریده" و "گل بهشت"، با صدای پریسا "ماه عروس" ، با صدای صدیق تعرف "لولیان"، با صدای شهرام ناظری "ساز دستان" ، "دریای بی پایان"، با صدای سالار عقیلی "خورشید آرزو" و " قیژک کولی" با صدای همایون شجریان را نیز منتشر کردیم و با خود به نقاط مختلف جهان بردیم و از آن پس، ما که به دستان اعتبار و ارزش می دادیم، از او اعتبار دو چندان می گیریم و به عضویتش افتخار می کنیم.
از "دستان" آموختیم که از رفتن این راه لذت ببریم، برای رسیدن عجول نباشیم، بردباری و از خودگذشتگی پیشه کنیم که لازمه کار گروهی است، و پیکر "دستان" مان را آنگونه بسازیم که از هر آلایش دور بماند.

امروز من وامدار تفکر دستان و یاران توانایش، آوای خوش سالار عقیلی، همچنین همراهی نوازندگان مهمان، پویا سرائی، سیدهارد کیشنا و رضا آبائی ام که "به نام گل سرخ" را بامن عاشقانه می خوانند.
و سپاس از موسسه نقطه تعریف ناشر این آلبوم که در راه تولید به ما کیفیت و آرامش را تواما هدیه کرده است.

باشد تا با حمایت روحی شنونده وفادار دستان که همیشه بزرگترین پشتیبان ماست، دین خویش را به هنری که به ما زندگی و طراوت بخشیده است، ادا کنیم.

حمید متبسم
زمستان سال هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 
منبع : اعتماد ملی 


 

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 4:8 بعد از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
داريوش طلايي، نوازنده تار و سه‌تار، رديف‌دان / ۲۶ بهمن ۱۳۳۱ در شهرستان دماوند متولد شد....
 

www.Afarideh4.Blogfa.Com داريوش طلايي، نوازنده تار و سه‌تار، رديف‌دان / ۲۶ بهمن ۱۳۳۱ در شهرستان دماوند متولد شد....  -  منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران  1387-2009© داريوش طلايي، نوازنده تار و سه‌تار، رديف‌دان و مدرس دانشگاه ۲۶ بهمن ۱۳۳۱ در شهرستان دماوند متولد شد.
 او از یازده سالگی به هنرستان موسیقی رفت و با این که آشنایی و علاقهٔ خاصی با این ساز نداشت به آموختن تار پرداخت. در سال سوم هنرستان و تحت تأثیر علی‌اکبر شهنازی به تار علاقمند شد. پس از گرفتن دیپلم هنرستان هم‌زمان به تحصیل در رشتهٔ موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و کار در مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی پرداخت. طلايي در این دوران از خدمت استادانی چون علی اکبر شهنازی، سعید هرمزی، یوسف فروتن، نور علی برومند و عبدالله دوامی بهره مند شد.

پس از اتمام تحصیلات از سال ۱۳۵۵ در دانشگاه تهران ردیف تدریس کرد. او در سال ۱۳۵۸ برای تحصیل در رشتهٔ موسیقی‌شناسی به دانشگاه پاریس در فرانسه رفت و دکترای خود را نیز از دانشگاه نانتز فرانسه گرفت.طلايي هم اکنون عضو هیات علمی گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و همچنین دانشکده ی موسیقی دانشگاه هنر است.

از وي آثاري چون ردیف میرزا عبدالله (موسسه ماهور)، تک‌نوازی سه‌تار (مؤسسه ماهور)سایه روشن (مؤسسه فرهنگی هنری ماهور)، چهارگاه (مؤسسه ماهور)
شب وصل (مؤسسه فرهنگی هنری دل آواز) منتشر شده است.

وي در آلبوم شب وصل و دود عود همنواز آواز محمد رضا شجريان بوده است. همچنانكه در آلبوم ساز و‌آواز هم با شهرام ناظري كار مشتركي ارائه داده است.

کنسرتی دیگر و آلبوم Calligraphies Vocales همراه با علی‌رضا قربانی و جمشید شمیرانی (منتشر شده در خارج از ایران) از ديگر كارهاي وي به شمار مي‌رود.

طلايي علاوه بر اين چند كتاب منتشر كرده است كه مهمترين آن كتاب «نگرشی نو به تئوری موسیقی ایران» است و نيز ردیف میرزا عبد‌الله‌، نت‌نویسی آموزشی و تحلیلی
۲۳ قطعه از پیش‌درآمدها و رنگ‌های علی اکبر شهنازی.

منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران  1387-200۹©

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 2:32 قبل از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
استاد حسينعلي ملاح - به سال 1300 در تهران از خانواده يي فاضل و هنرمند و سرشناس متولد شد
 

www.Afarideh4.Blogfa.Com استاد حسينعلي ملاح - به سال 1300 در تهران از خانواده يي فاضل و هنرمند و سرشناس متولد شد  -  منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران  1387-2009© حسينعلي ملاح به سال 1300 در تهران از خانواده يي فاضل و هنرمند و سرشناس متولد شد ، پدرش از رؤساي وزارت كشور بود كه در وزارتخانه مردي جدي در كار اداره و در منزل پدري مهربان و خوش خلق براي فرزند بود .
مادر ملاح كه خواهر استاد بي نظير كلنل وزيري بود و خود از هنر موسيقي بي بهره نبود ، مشوقي بزرگ براي پسرش در فراگيري علم موسيقي بود . ملاح نيز از كودكي خودش به موسيقي و فراگيري آن عشق و علاقه يي خاص داشت و لحظه يي از آن دوري نمي جست به طوري كه هر وقت فرصت به جاي بازي گوشي و شيطنت كه خاص دوران كودكي هر انسان است به موسيقي روي مي آورد و صفحه هايي را روي گرامافون مي گذاشت و مدت ها به آن گوش فرا مي داد و مات و مبهوت مجذوب موسيقي مي گرديد .
پدر و مادر وي مه مي ديدند فرزندشان چنين علاقه يي به موسيقي از خود نشان مي دهد ، براي بيشتر به شوق در آوردن وي ، هر روز هنگام صرف صبحانه و ناهار و شام ، صفحات متعددي را از هنرمندان آن زمان روي گرامافون گذارده و به نغمات آن گوش مي دادند تا كودكشان هم از آن بهره مند گردد .
اين وضع ادامه داشت تا اين كه وي به سن چهارده سالگي مي رسد و از اين زمان بود كه پدرش براي او ويولوني تهيه مي كند و او شروع به نواختن مي كند . ملاح ابتدا نزد معلم نقاشي خود كه از موسيقي هم بهره يي داشت تمرين را آغاز مي نمايد ولي چندي بعد نزد استاداني چون : ابوالحسن صبا ، حسين ياحقي و كلنل وزيري رفته و به فراگيري علم موسيقي مشغول مي گردد .
زماني كه استاد كلنل وزيري به رياست مدرسه عالي موسيقي منصوب مي گردد ، ملاح به اين مدرسه مي رود و به طور مستمع آزاد ثبت نام مي كند و در كلاس هاي اين هنرستان شركت مي كند.در اين هنگام كه مدت هشت سال از نواختن و آشنايي وي با تار و سه تار و ويولون مي گذشته ، ابتدا نزد فروتن راد ، تمرين و فراگيري ويولون ، سپس آرموني را نزد استاد روح الله خالقي مي آموزد و سرانجام از مدرسه عالي موسيقي كشور ، موفق به دريافت ديپلم موسيقي مي گردد . حسينعلي ملاح هنرمندي بزرگ و با استعداد است به طوري كه ضمن تحصيلات عاليه در هنر موسيقي ، در دانشكده كشاورزي كرج نيز مشغول تحصيل مي گردد و از همين دانشكده در رشته كشاورزي نيز فارغ التحصيل مي گردد ولي به جاي اينكه با آب و خاك و گل و گياه سرو كار پيدا كند چون عاشق موسيقي بود با ويولون ، سه تار ، تار و نت و آهنگ دمساز گرديد و خدمات شاياني به موسيقي كشور نمود و آثار بزرگي از خود در قسمت كتابت و تئوري موسيقي ايران از خود به جاي نهاد كه راه گشايي براي حال و نسل هاي آينده خواهد بود و شايد بتوان گفت بيش از هر نويسنده صاحب نامي در اين راه گام برداشته و قلم زده كه علاوه بر مطالب گوناگوني كه در مجلات و روزنامه ها تحرير كرده بايد از شرحي بر رساله موسيقي جامي ، رساله موسيقي بهجت الروح ، حافظ و موسيقي ، تاريخ موسيقي ايران ( جلد دوم ) ، سركذشت كلنل وزيري ، مشت زن ، مونا و انا و دو اثر ديگر ، انجمن دوستي و تفريح و چهار دختران فضل فروش و چهار نمايشنامه ديگر ، زنده باد زندگي ، فرهنگ سازها ، ملكه ويكتوريا ، و اين اواخر ، اثري بديع و راهگشايي بزرگ به نام " پيوند موسيقي و شعر " كه چاپ و منتشر گرديد .
نقاشي از خود به جاي نهاده كه از جمله مي توان از تصويرهاي جالب و استثنايي كلنل وزيري و كمال الملك و غيره را نام برد ، با تمام اين ويژگي ها ، حسنعلي ملاح مردي است بي حسينعلي ملاح ، علاوه بر هنر موسيقي ، با هنر نقاشي نيز آشنايي كامل دارد و آثار بزرگي در هنر تكبر ، خوش برخورد و مهماندوست به طوري كه در خانه اش هميشه به روي اهل موسيقي و علم و ادب باز بوده و هر كمكي كه از وي به هنرآموزان موسيقي بر مي آمده دريغ نمي ورزيده و چنين مرداني در كشورمان موجب پيشرفت موسيقي و علم و هنر است .
ملاح آهنگ هاي زيبا و جالبي ساخت كه از آثار خوب و با ارزشي موسيقي اصيل ايراني است . وي علاوه بر نوازندگي با ويولون كه ساز تخصصي اش مي باشد با نواختن تار و سه تار نيز آشنايي كامل دارد و اين سازها را نيكو مي نوازد .

منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران  1387-200۹©

 

|+| نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 1:50 قبل از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin